در باره‌ی  چیدمان  Pssage   (گذرگاه)

در باره‌ی چیدمان Pssage (گذرگاه)

«راهروِ پویای صدا»

برگزارشده در سی وهفتمین جشنواره بین‌الملل تئاتر فجر (۱۳۹۸)

اینستالیشن یا چیدمان«گذرگاه»، ارائه شده دربخش (ملل) سی وهفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر، از کشور فرانسه را می‌توان نمونه‌ی کُرک و پَر ریخته‌ای از یک اثر هنریِ درنوع خود ابداع‌آمیز و برخوردار از ارزش‌های انسانی و مدنی ارزیابی کرد که بنابر محتوای بروشور آن، با حمایت سالن ملی شهر "والنس" و در تقدیر از میهمان نوازی‌های این شهر از پناهندگان و مهاجران تولید شده وسعی دارد(یا بهتراست بگوییم سعی داشته است) به سهم خود، با تحریک نرون‌های آینه‌ای مغز مخاطبانش و بهره‌گیری از قوه‌ی تخیل آنان، حس همدردی نسبت به این گروه از مردمان را تقویت و شرایط را برای زیست انسانی و طبیعی آنان در سرزمین جدید، هموارتر گرداند.

کاربرد اصطلاح عامیانه‌ی کُرک و پَر ریخته در رابطه با اجرای ارائه شده ازاین چیدمان در سی وهشتمین جشنواره‌‌ی تئاتر فجر، نه به کیفیت خود اثر که بیش از هرچیز، به بی‌توجه‌ای دعوت‌کنندگانش، یا بی‌خبری آنان از امکانات ارتباطی اثر با مخاطبان ایرانی خود، دلالت دارد. از آنجایی که عنصر محوری این «اینستالیشن»، نه تصویر بلکه کلام و اصوات است، لذا آشنایی با زبان به کارگرفته شده در آن، با همه‌ی قلت و ایجاز شاعرانه‌اش، کلید اصلی ورود به جهان اثر و انگیزش تعامل و مشارکت تماشاگرانش خواهد بود و این درحالی است که کاربرد زبان فرانسه و درواقع، فقدان یک زبان مشترک دراین «راهرو پویای صدا»ی تعبیه شده در "سالن عباس جوانمرد" خانه‌ی تئاتر، به عامل اصلی سوء تفاهم و تقلیل ارزش‌های ذاتی اجرا و در نتیجه، عدم ارتباط مخاطب ایرانی با آن تبدیل شده و هر توضیح افزوده‌ای از سوی عوامل اجرا، یا حتی، هرگونه ارجاع مخاطبان به بروشور اثر نیز، هیچگونه کمکی به رفع آن نمی‌کند.

ادامه نوشته

 درباره‌ی نمایشنامه‌ی «پرتره» اثر "اسلاومیر مروژک"

درباره‌ی نمایشنامه‌ی «پرتره» اثر "اسلاومیر مروژک"

ترجمه‌ی محمدرضا خاکی

طرف خطاب مروژک در« پرتره» کیست؟

(هر پایانی در آغاز نهفته است)

آلن بدیو می‌گوید: ما همگي سوژه‌هاي ممکن يک رخداديم و همواره گشوده به وقوع آن.

نغریبا دوسال قبل ازفروپاشی اتحاد جماهیرشوروی و پیروزی نهایی جنبش همبستگی در لهستان به رهبری "لخ والسا" و پیروزی نهایی جنبش روشتفکری در چکسلواکی به رهبری "واتسلاوهاول"، "اسلاومیر مروژک"، جانمایه‌ی تناقضات سیاسی- اجتماعی لهستان را در قالب درامی ابسورد با عنوان «پرتره»، با زیرساختی روانشناختی- فلسفی و نه سیاسی، به رشته‌ی تحریر در می‌آورد که درنوع خود، یکی از تکان‌دهنده‌ ترین و خوش‌فرم ترین درام‌های دوران معاصر است.

اگر ایده‌ی بکت‌‌ی معنا باختگی زبان و ارتباط انسانی، حاصل تجربه‌ی جنگ دوم جهانی و باور به ناممکنی سیر تحول خطی روند تاریخ و به عبارتی، انکار سنت روشنگری و ایده‌آلیسم هگلی مسلط بر ذهن و روان انسان مدرن بود، ایده‌ی "مروژکیِ" معنا باختگی در «پرتره»، بر ناممکنی هرگونه معرفت مطلق و تحقق نمادین آن استوار است؛ روایتی پسامدرن از معناباختگی زیست انسانی که خود تاییدی بر نگره‌ی روانشناختی «هتک حرمت ابدی ساحت خیال از سوی امر واقع» و حاصل درک واقع‌بینانه و غیر رمانتیک انسان عصر پسا مدرن است؛ درامی که با ایجاد تزلزل در مرز میان واقعیت و خیال، ضمن انکار اصالت واقعیت نمادین، حتک حرمت ساحت خیال را به سوگ می‌نشیند. (نگاه کنید به گفت و گوی "بارتودزیچ" با پرتره‌ی"استالین" و صحنه‌ی روانپزشک و گفت و گوی "بارتودزیج" با "آناتول" در صحنه‌ی پانزدهم و ... نمایشنامه‌ی پرتره).

ادامه نوشته

نگاهی به مراسم بزرگداشت رکن الدین خسروی در خانه تئاتر

چرا همیشه، پیشگام بزرگداشت مرده‌ها هستیم تا زنده‌ها؟

نگاهی به مراسم بزرگداشت

عالیجنابِ!!

رکن‌الدین خسروی

در خانه‌‌‌ تئاتر

در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ خانه‌ تئاتر، با دو هدف آشکار و نیات ریز و درشت پنهان چندگانه‌ای - چنانچه ذاتی فرهنگ جامعه‌ی سنت‌زده‌ی ایرانی است - بزرگداشتی با حضور شمار قابل توجه‌ای از کهن‌سالان و انگشت شماری ازمیان‌سالان تئاتر ایران برای یکی از چهره‌های شاخص تئاتر کشورمان، استاد "رکن الدین خسروی" برگزار نمود که از بسیاری جهات، قابل نقد و مطالعه بود.

این مراسم که در پوستر رسمی خود، زادروز "رکن الدین خسروی" و نامگذاری کتابخانه‌ی‌ (هنوز برپا نشده‌ی) خانه‌ی تئاتر با مجموع ۱۳۰۰۰ نسخه از کتب اهدایی این استاد مطرود و مرحوم (به همت سیمین بانو، همسر هنرمند فقید) را بهانه‌ قرارداده بود، جدای از بخش ویدئویی نه چندان متمرکز و قابل استناد مربوط به خسروی و اظهارات شماری از دوستان و شاگردانش! درباره‌ی او و بخش‌هایی از سخنان جناب راد و جناب فراهانی و جناب دلخواه و حضور معنادار و البته نه چندان از پیش تدارک دیده شده‌ی استاد "صدیق شریف" که خود با تعبیر « ناگهانی» از آن یاد می‌کند، چنانچه رسم و روال نشست‌های سیاسی - تبلیغاتی و نه گردهمآیی‌های اهل نظر و اندیشه است، به مجموعه عقده‌گشایی‌های واقع‌بینانه درباره‌ی واقعیت امروز تئاتر ایران و اظهارات هیجانیِ یکسویه و گاه خود- برون تابانه‌ و بعضا دوگانه و متناقضی درباره‌ی "رکن‌الدین خسروی" انجامید که اگرچه در متابعت نعل به نعل از سنن عوامانه‌ی معمول بزرگداشت‌های پس از مرگ درکشورمان، چیزی کم نگذاشته بود اما، به لحاظ عدم مطابقتش با انتظارات اهل فرهنگ و هنر، از جایگاه فرهنگی – هنری برگزارکننده‌ی نشست(خانه تئاتر) و فرد مورد تکریم آن(رکن‌الدین خسروی)، یکی از هیجان‌آلوده‌ترین و بی‌نتیجه‌ترین مراسمات، درنوع خود، طی سالیان اخیر بود.

ادامه نوشته

برای حمایت از مترجمین آثار نمایشی

برای حمایت از مترجمین آثار نمایشی

درباره‌ی نامه‌ی سرگشاده‌‌ی مترجمان آثار نمایشی

اداره کل هنرهای نمایشی به حمایت از مترجمان آثار نمایشی برخاست

هفت ماه و ده روز پس از اتشار نامه‌ی سرگشاده‌‌ی حدود ۶۰ تن از مترجمان آثار نمایشی خطاب به ریاست اداره کل هنرهای نمایشی در تاریخ ۴/۴/۹۷ که در آن، ایفای حقوق مادی و معنوی خود را از نهاد متولی تئاتر کشور خواستار شده بودند، سرانجام، شورای نظارت و ارزشیابی این مرکز، درمورخه‌ی ۱۴/۱۱/۹۷، با صدورمصوبه‌ای، بر حقانیت مترجمان در شکایت از روش‌های ناصواب بهره‌برداری از متون نرجمه شده - که خود محصول فرآیند خصوصی‌سازی و سلطه‌ی روزافزون اقتصادی سرمایه بر روندهای تولید نمایش بوده است - مهر تایید نهاده و بدین ترتیب، نوید بخش بازگشت دوباره‌ی منش مدنی و اخلاق هنری به جامعه‌ی تئاتری می‌شود. شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی، چنانچه از سخنان ریاست جدید آن، فخر موسوی، درگفت و گو با خبرگزاری مهر برمی‌آید، علاوه بر مصوبه‌ی مذکور، تدوین برنامه‌‌ی تازه‌ای را برای پی‌ریزی تعریف مدنی‌تری ازمقوله‌ی نظارت و ارزشیابی درتئاتر، با هدف جهت دهی به عملکرد این شورا در راستای کاهش بحران‌های تئاتر امروز را نیز، در دستورکار خود قرارداده است.

واکنش به موقع این شورا، به اعتراضات چند ماه اخیر جامعه‌ی تئاتری در مورد دخالت‌های بحران‌آفرین افراد و برخی نهادهای غیرمسئولِ درحیات تئاتر کشور و تاکید ریاست جدید آن برضرورت اصلاح آئین‌نامه‌‌های شورای نظارت و ارزشیابی و ملزم دانستن این شورا به صیانت از مجوزهای اعطایی خود به گروه‌های نمایشی و ممانعت از تداوم روندهای سوء استفاده از متون ترجمانی، ضمن امید بخشی به امکان دگردیسی هرچه سریع‌تر این شورا - از یک نهاد دولتیِ صرفا نظارتی و فاقد برنامه به یک نهاد مدنی حامی تئاتر درعرصه‌ی ملی - نویدبخشِ دست‌یابی محتمل به آینده‌ی تازه‌ای برای هنر تئاتر و فعالیت‌ها و تلاش‌های خلاقه دراین عرصه‌ است.

ادامه نوشته

درباره‌ی «گفتمان شنبه‌ها»

درباره‌ی«گفتمان شنبه‌ها»

سومین نشست«گفتمان شنبه‌ها»

با حضور محمدرضا خاکی، آندرانیک خچومیان، رفیق نصرتی و.........

در تالار قشقایی برگزار شد

« گفتمان شنبه‌ها»‌، مجموعه برنامه‌‌‌های ماهانه‌ی نمایشنامه‌خوانی است که طی سه ماه گذشته، با مدیریت محمد رضا خاکی و حمایت مرکزهنرهای نمایشی و همکاری مجموعه‌ی تئاتر شهر( تحت مدیریت سعید اسدی)، درسالن قشقایی برگزارشده و امید می‌رود که همچنان ادامه یابد،.«گفتمان شنبه‌ها» یکی از بی‌حاشیه‌ترین و آموزنده‌ترین برنامه‌های نمایشنامه‌خوانی و معرفی آثار ترجمانی طی سال‌های اخیر است که با هدف تامین تریبونی برای مترجمان آثارنمایشی و فراهم نمودن عرصه‌‌ای برای گفت و گو درباره‌ی تئاتر معاصر جهان، و با نیت جبران یکی از مهم‌ترین کاستی‌های تئاتر امروز ایران یعنی: بیگانگی با مفهوم نظریه و کارکرد آن درتنوع بخشی به ساختار متون نمایشی و اجرایی، پی‌ریزی شده است.

ساعت ۱۷روز سیزدهم بهمن ماه ۱۳۹۷، سومین نشست «گفتمان شنبه‌ها» به خوانش یکی از آثار ترجمانی "آندرانیک خچومیان"، با عنوان « منم ، اومدم» اثر کمدی نویس صاحب نام ارمنستان « ژیرایر آنانیان » اختصاص یافته بود که پس از اجرای قابل تقدیر گروه خوانشگران متن- به کارگردانی "آندرانیک خچومیان"- در حضور جمعی از دانشجویان، اساتید و شماری از اعضای کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و مدیر انتشارات نایری ـ تنها ناشر آثارمتون ارمنی در ایران ـ مورد بحث و بررسی قرارگرفت.

ادامه نوشته

پیش به سوی تضییع حقوق مترجمان آثار نمایشی در ایران

پیش به سوی تضییع حقوق مترجمان آثار نمایشی در ایران

رسمیت یافتگی روند تضییع حقوق مترجمان آثارنمایشی

و مخاطبان تئاتر در ایران

اینکه چند سالی است جلسات نقد تئاتر، درتهران، به یک میهمانی خصوصی میان اعضای کانون ملی منتقدان و گروه‌‌های نمایشی تبدیل شده و حتی خبرنگاران و گزارش‌نویسان مطبوعات نیز، برخلاف حدود یک دهه‌ی پیش، نیازی به حضور و ثبت و ضبط و گزارش محتوای این نشست‌ها احساس نمی‌کنند، خود به قدر کافی، گویای رهاشدگی تئاتر ایران در برزخ سکوت، معناباختگی امر تعامل و گفت و گو و بی‌سرانجامی هرگونه تلاش برای تجات تئاتر کشور از سرنوشت محتوم (تجاری) طراحی شده برای آن است و شاید به همین دلیل است که نمایندگان این کانون، چند سالی است که خود، وظیفه‌ی گزارش‌نویسی و ارسال چکیده‌ی مباحث مطروحه دراین نشست‌ها به مطبوعات و سایت‌های خبری را برعهده گرفته‌اند و صد البته که در چنین شرایطی، به هیچ وجه نمی‌توان از نشریات و سایت‌ها در مورد چرایی عدم چاپ آن‌ها ایراد گرفت چرا که عمدتا نه از سر احساس ضرورت بلکه بر حسب میزان فضای موجودشان، به انعکاس محتوای گزارشات ارسالی این گونه جلسات می‌پردازند؛ واقعیتی که نه تنها راه را برهرگونه بازنگری و اصلاح انتقادی تئاتر کشور مسدود کرده است بلکه این پیغام را به فعالان پیر و جوان، کهنه راه و تازه راه، با تجربه و بی‌تجربه‌ی تئاتر کشور می‌رساند که راه برهرگونه ‹تجربه›‌!ی معقول و غیر معقول برصحنه‌های تئاتر باز است و بی‌هیچ ترس و نگرانی از عواقب کارهایشان، می توانند هرچه دل تنگ شان می خواهد بگویند و بکنند و هربلایی که می‌خواهند و می‌توانند برسر متن‌های نمایشی- به بهانه‌های اقتباس و بازخوانی و تاویل و دراماتورژی و....- بیاورند و بی‌هیچ واهمه‌ای از پی‌گرد حقوقی و اخلاقی، ترجمه‌های این و آن را، با تغییر عناوین و افزودن یا حذف کلمات و جملات، و بدتر ازهمه، جعل نام مترجم، به یغما ببرند؛ و شگفت‌تر اینکه دراین وانفسا، معلوم نیست، مرکز هنرهای نمایشی و اداره‌ی محترم نظارت و ارزشیابی این مرکز محترم، کجای این روند ایستاده‌اند، چه می‌کنند و تا چه اندازه، آگاه یا نا آگاه، در شکل‌گیری و تداوم این روند سهیم‌اند و چطور و چگونه از این همه بی‌عدالتی و توهین و تضییع حقوق مدنی و قانونی مولفان و مترجمان و مخاطبان بی‌پناه، با اعطای مجوز اجرا، به راحتی، چشم پوشی می‌کند ؟

ادامه نوشته

درباره‌ی نمایشنامه و اجرای نمایش تبرئه

«تبرئه»

نمونه‌‌ای موفق از یک نمایشنامه‌ی مدنی

اثر "اریک جنسون" و "جسیکا بلنک"

با ترجمه و کارگردانی منیژه محامدی

«تبرئه شده» یا «تبرئه»، نوشته‌ی دونمایشنامه‌نویس آمریکایی: "اریک جنسون" و "جسیکا بلنک"، یک نمایشنامه‌ی تک پرده‌ای مستند و حاصل پژوهش‌های میدانی هردو نویسنده ، درسال ۲۰۰۰ در سراسرآمریکا درباره‌ی ابعاد قانون ستیزی درجامعه‌ی آمریکا و قربانیان ناخواسته‌ی این وضعیت از نژادها و طبقات گوناگون دراین جامعه است. «تبرئۀ» به عنوان یک نمایشنامه‌ی مستند، درزمره‌ی اثار مدنی درحوزه‌ی تئاتر و نمونه‌‌ای موفق از آن چیزی است که فقدان‌ش درادبیات دراماتیک ما، طی حداقل سی‌سال گذشته، تئاتر معاصر ما را به یکی از بی‌هویت‌ترین، شخصی‌ترین و به قول "آلن بدیو" در ستایش ‌تئاتر۱، مصرف گرایانه‌ترین و محافظه‌کارترین نوع تئاتر در طول تاریخ یکصد و‌اندی ساله‌ی پیدایش تئاتر درایران و سراسر منطقه و جهان تبدیل کرده است.

ادامه نوشته

شب نمایشنامه

شب نمایشنامه

مراسم رونمایی ازپنج اثر دکتر محمد رضا خاکی در خانه‌ی هنرمندان

با سخنرانی: رضا سرور، اصغر نوری، امیرخراسانی و محمد حسین میربابا

یکی از پربارترین نشست‌های گفتمانی سال‌های اخیر حوزه‌ی تئاتر؛ شبی که انتظار می‌رفت یکی از پرازدهام‌ترین شب‌های تجمع اهالی تئاتر باشد اما نبود؛ شبی که نشان داد، از میان چند هزار عضو خانواده‌ی تئاتر، فقط مثل همیشه، شمار قلیلی تشنه‌ی دانستن‌ و اهل کتاب‌ند، همان انگشت شمار کسانی که از گزند بیماری رایج خودشیفتگی درامان مانده‌اند و بی‌هیچ واهمه‌ای به گفت و شنود و پرسش و پاسخ تن می‌دهند؛ همان کسانی که از ضعف دانشِ موقت و درمان‌پذیر خود هرگز نهراسیده‌اند و خود را، پشت میله‌های آهنین نفی و انکار و طرد این و آن، پنهان نساخته‌اند و نمی‌سازند.

غروب روزیکشنبه ۲۳ دیماه ۱۳۹۷ در مراسم رونمایی از پنج اثر ترجمانی محمد رضا خاکی،:« دومین محاکمه‌ی سقراط» نوشته‌ی آلن بدیو، «آتش سوزی‌ها» نوشته‌ی وَجدی مُعَود، «خروج از هنرمند گرسنگی» اثر تادئوش روُژه ویچ، «آه شب شیرین» نوشته‌ی تادِئوش کانتور و «پُرتره» اثر اسلاومیر مروژک، چاپ انتشارات روزبهان، که با حضور و سخنرانی‌های پربار و روشنی بخش آقایان رضا سرور، اصغر نوری، محمد حسین میربابا و امیر خراسانی، همراه بود و حدود دو ساعت به درازا کشید؛ بی‌اغراق، دره‌ی عمیقِ موجود میان دو حوزه‌ی عملی و نظری تئاترِ امروزمان، چنان در برابرم خودنمایی کرد که هرگز، حتی تصور آن را هم، در این ابعاد و اعماق، نمی‌کردم. فضا برای من منتقد، با سال‌ها سابقه‌ی عملی نقد و تحلیل تئاتر، چنان تکان دهنده و غیر قابل تصور بود که تمام فاصله‌ی مسیر از تالار شهناز خانه‌ی هنرمندان تا منزل را - گویی که از تماشای یک نمایش تراژیک و تکان‌دهنده به خیابان آمده باشم - بی لحظه‌ای رهایی از بارِعاطفی رویدادهای آن، زیر باران، پیاده پیمودم.

ادامه نوشته